تبليغاتX
زندگی بهتر
گفتگو با خدا...

در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می‌كنم.

خدا پرسید: "پس تو می‌خواهی با من گفتگو كنی؟" من در پاسخش گفتم:

اگر وقت دارید.

خدا خندید و گفت: "وقت من بی نهایت است. در ذهنت چیست كه می‌خواهی

از من بپرسی؟"

پرسیدم چه چیزِ بشر، شما را سخت متعجب می‌سازد؟

خدا پاسخ داد: "كودكی‌شان!

اینكه آنها از كودكی‌شان خسته می شوند و عجله دارند زود بزرگ شوند و

بعد دوباره پس ازمدت‌ها آرزو می كنند كه كودك باشند...

اینكه آنها سلامتی‌شان را از دست می‌دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را

از دست می‌دهند تا سلامتی‌شان را بدست آورند.

اینكه با اضطراب به آینده نگاه می‌كنند و حال را فراموش می‌كنند و بنابراین نه

در حال زندگی می‌كنند نه در آینده.

اینكه آنها به گونه‌ای زندگی می‌كنند كه گویی هرگز نمی‌میرند و به گونه‌ای می‌میرند

كه گویی هرگز زندگی نكرده‌اند..."

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 11:50  توسط محمد.خ  |